X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1383 ساعت 08:45 ب.ظ
برایان الک مایکل و انتونی دانشجویهای سال اخر شیمی در دانشگاه (اوی لیگ) و دوستای صمیمی هستند. 
چند روز به اخرین امتحانشون مونده و بعد از این امتحان فارغ التحصیل میشن.
ظهر ۵ شنبه اقای الک کتاب شیمی رو باز میکنه و شروع میکنه دوره کردن. وسطای صفحه سوم یادش میافته امتحان بعد از تعطیلی اخر هفته هست. کتابو نخونده میبنده و زنگ میزنه به دوستان و  با همفکری اونا قرار میذارن که اخر هفته برن  پیک نیک.
روز جمعه همه حاضر و اماده سوار ماشین تراک الک میشن و خوشحال و خندان میرن به  طرف شمال.
 سه روز رو حسابی کیف میکنن و روز یک شنبه که قرار بوده برگردن تا ظهر می خوابن.
بیدار که میشن میبینن  نمی رسن به موقع برن خونه و قبل امتحان یه فکری به حال خودشون بکنن برا همین هم تصمیم میگیرن به معلم بگن که تایر ماشین خراب شده و وسط راه گیر کردن. فردا صبحش میرن مدرسه و موضوع رو با معلم در میون میذارن. معلم بدون هیچ حرفی قبول میکنه و ازشون میخواد فردا سر ساعت معینی برن امتحان بدن.
فردا صبح  هر ۴ تاشون سر وقت میرن سر جلسه. معلم هر نفر رو سر یه گوشه از دیوار میشونه که به اصطلاح تقلب نکنن.
بچه ها شروع میکنن به حل کردن. صفحه اول خیلی اسون از اب در میاد اینقد که شروع میکنن به خنده .
ورق میزنن صفحه دوم سوال اینجوری بوده:
کدوم تایر خراب شده بوده ؟
ا.جلو/چپ          ۲.جلو/راست         ۳.پشت/چپ                  ۴.پشت/راست
خلاصه اون بخاطر اون امتحان مجبور شدن یه سال دیگه درس بخونن و سال بعدی فارغ التحصیل شن.
اما از این به بعد هر موقع خواستن دروغ بگن از قبل با هم هماهنگ میکردن که جوابا مختلف از اب در نیاد!!!!!!
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo